الملا فتح الله الكاشاني
274
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كردند و نزد بعضى آنست كه چون از ولايت شام به زيارت هاجر و اسماعيل آمد و ساره رخصت او داد به شرط آنكه از شتر پائين نيايد و چون بآنموضع رسيد و زن اسماعيل هر چند مبالغه كرد پائين نيامد و گفت سنگى در زير قدم من نه تا من يك پاى بر آن نهم و پاى ديگر بر شتر باشد تا سر مرا بشويى چون پاى بر آن سنگ نهاد غوص نمود و تفصيل اين حكايت در سورهء البقره مذكور شد و نزد بعضى مراد بآيات مشاعر و معالم آنجاست چنان كه گذشت و صادق ( ع ) را از حطيم سؤال كردند فرمود كه لان الناس يحطم بعضهم بعضا يعنى آن را حطيم بجهة آن ميگويند كه مردمان از غايت انبوهى حطم يكديگر ميكنند و ميگويند كه آن موضعى است كه در آن حق سبحانه قبول توبهء آدم فرمود و بعد از آن فرمود كه ان تهيأ لك ان تصلى صلواتك كلها الفرائض و غيرها عند الحطيم فافعل فانها افضل بقعة على وجه الارض و بعده الصلاة فى الحجر افضل يعنى اگر ترا ميسر مىشود همهء نمازهاى مفروضه و مندوبه را نزد حطيم بگذار كه آن بهترين بقعه ايست بر روى زمين و بعد از آن نماز در حجر افضلست از ابى حمزه ثمالى روايتست كه على بن الحسين زين العابدين صلوات اللَّه عليهما مرا گفت اى البقاع افضل كدام بقعه بهترين بقاع باشد گفتم ( اللَّه و رسوله و ابن رسوله اعلم ) فرمود افضل القباع ما بين الركن و المقام و لو ان رجلا عمر ما عمر نوح ( ع ) فى قومه الف سنة الا خمسين عاما يصوم النهار و يقوم الليل فى ذلك المكان ثم لقى اللَّه عز و جل به غير ولايتنا لم ينفعه ذلك شيئا يعنى بهترين بقاع ميان ركن است و مقام اگر مردى عمر يابد مقدار عمر نوح در ميان قوم خود كه آن مدت هزار سال بود الا پنجاه سال و در آن مدت بروز روزه باشد و همهء شب ايستاده در آن مكان بعبادت مشغول باشد و بعد از آن وفا كند بدون ولايت و محبت ما هيچ نفع نرساند اين عبادت او را و از صادق ( ع ) مرويست كه الركن اليمانى بابنا الذى يدخل منه الجنة ركن يمانى در ماست كه ز آن بهشت داخل توان شد و مرويست كه من روى ماء زمزم احدث له به شفاء و صرف عنه داء هر كه سيراب شود از آب زمزم شفا او را حاصل شود و درد ازو زايل گردد و نيز در اخبار آمده كه اگر باران از ناحيهء ركن يمانى فرود آيد فراخى در جانب يمن پيدا شود و اگر از ناحيهء ركن شامى باشد فراخى در شام پيدا شود و اگر در جميع اركان آن باشد فراخى در همهء بلدان باشد و آيتى ديگر از آيات آن اينست * ( وَمَنْ دَخَلَه ) * و هر كه در آيد بدين خانه * ( كانَ آمِناً ) * باشد ايمن از قتل و غارت يعنى حقتعالى بجهة دعاى ابراهيم كه اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً قلوب عباد را نرم گردانيده از جهت حصول اين غرض حتى اگر مردى از ايشان خيانت كند و ملتجئى با حرم شود طلب او نكنند و گويند مراد به اين امر است يعنى اگر كسى